دوشنبه, تیر 05, 1396


در فضای رقابتی تجارت امروز دنیا، شرکت ها و سازمان ها با بهره گیری از انواع فناوری و علوم مدیریت اقدام به ایجاد مزایای رقابتی ابزارهای مدیریت دانش و بهینه سازی روندهای سازمانی مانند تولید و یا ارتباطات سازمان می کنند. یکی از مهمترین علوم مدیریتی که در این زمینه مباحث بسیار سودمندی را مطرح کرده است، لجستیک و زنجیره تامین است. با استفاده از این ابزار ارزشمند سازمان ها قادر خواهند بود روابط کسب و کار خود را پویا و تبادل اطلاعات با ذینفعان خود را توسعه بخشند. بدین ترتیب بنگاههای اقتصادی کمترین زمان را به بازار عرضه و فعالیت های فاقد ارزش افزوده را از بین می برند. دراین مقال کوتاه سعی بر آن است تا حقوق تولید کنندگان و مصرف کنند گان در بستر  زنجیره تامین با  رعایت استاندارد مورد بررسی قرار گیرد.

در مفهوم عامیانه استاندارد سطح قابل قبول آحاد جامعه برای پذیرش یک کالا یا خدمت می باشد. اما در عرف متداول زنجیره تامین به معنای تولید و عرضه محصول (اعم ازکالا و خدمت) در حد مطلوب است.

معمولاً در یک اقتصاد رقابتی و آزاد که تولید کنندگان متعددی کالاهای مشابهی را تولید و روانه بازار می کنند یا خدمات همگون ارائه می نمایند و مشتری در زنجیره تامین حق انتخاب دارد و برای فروش و جلب مشتری عامل تعیین کننده سطح کاربرد استاندارد است، اما این مشتری باید به مزایای استاندارد در مقایسه با کالای غیر استاندارد به جای کالای استاندارد که به او تحویل می شود آگاه باشد و مرجع رسیدگی را شناخته و اطمینان حاصل کند که مرجع رسیدگی به سرعت و بدون تحمیل هزینه یا اتلاف وقت او رسیدگی کرده و احقاق حق می نماید تا درصدد استفاده جدی از کالای استاندارد بر آید.

اولین ابزار قدرتمند در ترویج استاندارد در سطح ملی استفاده از قدرت مصرف کننده است . مصرف کننده در این رابطه نقش انفعالی ندارد، بلکه آشنا بودن با حقوق و مخاطراتی که بی توجهی به اهمیت استاندارد می تواند برای فرد و جامعه ایجاد کند شروع مشارکت در نهادینه ساختن فرهنگ استاندارد است. اغلب تصور می کنند که استاندارد فقط برای حفظ منافع مصرف کننده است، اگر چه این نظر تا اندازه ای صحیح است و استاندارد به نیازهای فردی و اقتصادی مصرف کنندگان توجه خاص دارد، اما در دنیای کنونی استانداردسازی و کیفیت کالا و خدمات از مهمترین عوامل رقابت محسوب  شده و استمرار حرکت چرخ تولید و فن آوری و همچنین حضور موثر در بازرهای داخلی و جهانی، کاملاً به این موضوع بستگی دارد و لذا می توان گفت  که سود حاصل از رعایت استاندارد برای تولیدکنندگان بیش از مصرف کنندگان است، زیرا از یک سو آثار مطلوب تداوم در بازار را برای صاحبان سرمایه به ارمغان می آورد و از سوی دیگر منجر به صرفه جویی های حاصل از کاهش ضایعات و هزینه های خدمات پس از فروش و دوباره کاری های ناشی از تعمیر یا تعویض کالا یا قطعات و فرآیندهای معیوب و ناقص می شود.

با اجرای قوانین و مقررات استاندارد هزینه های تولید و اجرای پروژه در بخش های مختلف زنجیره تامین از جمله پیش بینی، برآورد، تامین، انبارداری، .... و نیز ارائه خدمات در زنجیره تامین تا اندازه قابل توجهی تنزل می یابد. از این روی  روند تولید منظم می شود، آرایش عملکرد شرکت یا کارخانه به نحو متعادلی تنظیم، انجام خدمات بر اساس یک نظام دقیق بازیابی سریع، طبقه بندی و بایگانی می شود، همکاری میان واحدهای مختلف بنگاه یا کارخانه برای پیشبرد روند تولید میسر می شود، تفاهم کارکنان در مسائل فنی محقق و سر انجام با اجرای پروژه یا تولید کالای دارای کیفیت و بسته بندی مطلوب، رضایت بهره برداران و مصرف کنندگان  را  نیز جلب می کند و بدین ترتیب استاندارد، شالوده استواری را برای پیشرفت و توسعه صنعت و اقتصاد فراهم می سازد. همین دلایل سبب شده است تا هزینه برای استانداردسازی نوعی سرمایه گذاری مطمئن برای حضور در بازار رقابتی تلقی می شود.

اما ضرورتی اجتناب ناپذیر وجود دارد که گاهی اوقات تعیین و اجرای استانداردها می تواند به سدی در برابر بروز خلاقیت و نوآوری ها تبدیل شوند، بنابراین دستیابی به این هدف باید به شکل کاملاً هوشمند انجام شود و متولیان امر نباید در این مسیر گرفتار افراط و تفریط شوند.

 

** دکتر اصغر آقایی – عضو هیات مدیره انجمن لجستیک ایران