يكشنبه, آذر 26, 1396

 

کد مطلب :   9207R14

فعالیت‌های‌ لجستیكی‌ در همه‌ حوزه‌های‌ زندگی‌ انسان‌ به‌طور مستقیم‌ و غیر مستقیم‌ تأثیرگذار می‌باشند؛ از امور فردی‌ و روزمره‌ گرفته تا زندگی‌ خانوادگی‌ و همین‌طور چرخه حیات سازمانها‌ و... همه و همه به‌ صورتی‌ فراگیر متأثر از موضوعات‌ و مفاهیم‌ لجستیكی‌است ‌و از آنجایی که هدف لجستیك حداقل كردن هزینه‌های سازمان با ایجاد مطلوبیت زمانی و مكانی برای كالا می‌باشد، روش هایی مانند لجستیك ناب، برون سپاری، لجستیك مجازی، لجستیك معكوس، لجستیك یكپارچه و مدیریت زنجیره تامین و سایر نظریه‌ها و روش‌های لجستیكی به دنبال ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان و افزایش بهره‌وری و كاهش هزینه‌های لجستیكی به عنوان بخش مهمی از هزینه‌های تولید می‌باشند بگونه‌ای که توسعه و بکارگیری موثر علم لجستیک و بهره‌گیری از مفاهیم علمی درمدیریت زنجیره تامین کالا طی سنوات گذشته در برخی از کشورها موجب کاهش ۵% تولید ناخالص ملی آنان گردیده است.

اهمیت‌ اقتصادی‌ لجستیك 
روند رو به‌ رشد جمعیت‌ و به‌ تبع‌ آن‌ رشد تقاضا باعث‌ شكل‌گیری‌ بازارهای‌ فروش‌ كالا و همین‌طور مراكز عرضه‌ خدمات‌ و كالاها شده‌ است‌. در طی‌ قرن‌ گذشته‌، هزاران‌ هزار كالای‌ جدید و خدمات‌ گوناگون‌ به‌ مشتریان‌ عرضه‌ شده‌ و در هر نقطه‌ از جهان‌ به‌ مصرف‌كنندگان‌ فروخته‌ شده‌ است‌. فعالیت‌های‌ چندمنظوره‌ شركت‌ها و مؤسسات‌، جایگزین‌ فعالیت‌های‌ یك‌ منظوره‌ شده‌ است‌. توزیع‌ كالاها از مبدأ تولید تا رسیدن‌ به‌ دست‌ مصرف‌كننده‌ نهایی‌ به‌ عنوان‌ یك‌ جزء مهم‌ از تولید ناخالص‌ ملی‌ كشورها مبدل‌ شده‌ است‌. با توجه‌ به‌ این‌ مهم‌، فعالیت‌های‌ لجستیكی‌ بر میزان‌ نرخ‌ تورم‌، نرخ‌ بهره‌وری‌، نرخ‌ سود و هزینه‌های‌ مربوط‌ به‌ انرژی‌ و دیگر خصوصیات‌ اقتصادی‌ تأثیرگذار است‌.
از طرف‌ دیگر، مدیریت‌ سیستم‌های‌ لجستیكی‌ مبحث‌ مهمی‌ از مدیریت‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌، گویا مدیران‌ مؤسسات‌ تولیدی‌ و صنعتی‌ و همین‌طور سازمان‌های‌ خدماتی‌ بر این‌ باورند كه‌ سیستم‌ لجستیك‌ چیزی‌ فراتر از مجموعه‌ای‌ از كاركردها و وظایف‌ گسسته‌ است‌. مفهوم‌ كارآمدی‌ كه‌ طبق‌ آن‌ نیازمندی‌های‌ مشتری‌ بایستی‌ به‌ مقدار مناسب‌، در مكان‌ مناسب‌ و زمان‌ مناسب‌ به‌ دست‌مشتری‌ رسانده‌ شود، تأثیر گسترده‌ و عمیقی‌ بر تعادل‌ مؤسسات‌ به‌ صورت‌ كلی‌ و همین‌طور سیستم‌ اقتصادی‌ در سطح‌ ملی‌ و بین‌المللی‌ گذاشته‌ است‌. مفهوم‌ JIT و تأثیر آن‌ بر كیفیت‌ و هزینه‌ در ژاپن‌ نمونه‌ مطلوبی‌ در این‌ رابطه‌ می‌باشد و به‌ عنوان‌ نمونه‌ دیگری‌ از تأثیر لجستیك‌ بر اقتصاد ملی‌ و بین‌المللی‌ می‌توان‌ به‌ هزینه‌های‌ لجستیكی‌ در ایالات‌ متحده‌ اشاره‌ نمود. 
تخمین‌ زده‌ می‌شود كه‌ هزینه‌های‌ تأمین‌ و توزیع‌ فیزیكی‌ تنها در صنایع‌ آمریكایی‌ فراتر از سالی‌ ۴۰۰میلیارد دلار یا به‌ عبارتی‌ حدود ۲۰ درصد تولید ناخالص‌ ملی‌ است‌؛ همین‌طور كه‌ هزینه‌های‌ لجستیكی‌ در سایر كشورها نیز در همین‌ حدود بوده‌ و به‌ طور كلی‌ می‌توان‌ ادعا نمود كه‌ بین‌ ۲۰ تا ۵۰ درصد از هزینه‌های‌ نهایی‌ تولید را هزینه‌های‌ لجستیكی‌ تشكیل‌ می‌دهند.

 

اهمیت‌ مدیریتی‌ لجستیك
علاوه‌ بر اهمیت‌ اقتصادی‌ لجستیك‌ و تأثیر آن‌ بر سطح‌ زندگی‌، یكی‌ دیگر از ابعاد و دلایل‌ توجه‌ گسترده‌ به‌ موضوعات‌ لجستیكی‌، دلایل‌ مدیریتی‌ است‌. در سال‌های‌ اخیر، توجه‌ مدیران‌ به‌ دلایل‌ مختلف‌ به‌ سیستم‌های‌ لجستیك‌ معطوف‌ شده‌ است‌ كه‌ در ادامه‌ به‌ برخی‌ از آنها اشاره‌ می‌شود.
۱) برخی‌ مدیران‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌اند كه‌ تمركز بر بهبودكارآیی‌ موردی‌ كاركردهایی‌ از قبیل‌ تأمین‌، تولید و یا عملیات‌ فروش‌ به‌ تنهایی‌، اگر كل‌ سیستم‌ را از حالت‌ تعادل‌ خارج‌ نكند كه‌ می‌كند، كاری‌ بیهوده‌ خواهد بود. عملكرد بالای‌ ناشی‌ از تخصص‌گرائی‌ در یك‌ خط‌ تولید، ممكن‌ است‌ هزینه‌ هر واحد كالا را پایین‌ بیاورد، ولی‌ تنها زمانی‌ مؤثر است‌ كه‌ انتظارات‌ و نیازمندی‌های‌ مشتری‌ را به‌ طور كامل‌ برآورده‌ كرده‌ باشد. 
۲) سیستم‌ لجستیك‌ به‌ ابزار رقابتی‌ مهمی‌ مبدل‌ شده‌ كه‌ در محیط‌ آن‌ جنگ‌، تضاد و تعارض‌ برای‌ در اختیار گرفتن‌ كنترل‌ توزیع‌ به‌ وقوع‌ می‌پیوندد. خرده‌فروشان‌ و تولیدكنندگان‌ می‌كوشند از طرق‌ مختلف‌، برتری‌ خود را در بازار بدست‌ آورند. سیستم‌ تأمین‌ مؤثر در یك‌ زنجیره‌ خرده‌ فروشی‌ كه‌ بر دریافت‌ كالا از منابع‌ مختلف‌ متكی‌ است‌، ممكن‌ است‌ با سیستم‌ توزیع‌ فیزیكی‌ تولیدكننده‌ كه‌ با مشتریان‌ كوچك‌ و بزرگ‌ زیادی‌ سروكار دارد، در تضاد و تعارض‌ قرار گیرد. موانع‌ قانونی‌ و حقوقی‌ و تفاوت‌های‌ موجود در اهداف‌ هر یك‌ از این‌ دو ممكن‌ است حل‌ و فصل‌ این‌ اختلافات‌ را مشكل‌ نماید.
۳) رشد و توسعه‌ فناوری‌ در طی‌ دو دهه‌ گذشته‌، روی‌ آوردن‌ به‌ لجستیك‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ كل‌، اجتناب‌ناپذیر كرده‌ است‌، زیرا عمدتاً توسعه‌های‌ ایجاد شده‌ گرایشی‌ به‌ سمت نگرش‌ سیستمی‌ و دیدگاه‌ كل‌ گرایانه‌ ایجاد نموده‌ است‌. 
توسعه‌ قابلیت‌ پردازش‌ اطلاعات‌ از طریق‌ رایانه‌های‌ پیشرفته‌، سیستم‌های‌ انعطاف‌پذیر اجرائی‌، نرم‌افزارهای‌ با كاربری‌ چندگانه‌ و فناوری‌های‌ ارتباطی‌ اهمیت‌ یافته‌ و به‌ علاوه‌ توسعه‌ مدل‌سازی‌ و قابلیت‌های‌ پشتیبانی‌ از تصمیم‌گیریها، ابزارهای‌ قدرتمندی‌ را برای‌ طراحان‌ و مدیران‌ لجستیكی‌ فراهم‌ آورده‌ تا سیستم‌ خود را به‌ عنوان‌ یك‌ كل‌ به‌ آزمایش‌ گذاشته‌ و تأثیر تغییر هر یك‌ از عناصر آن‌ را بر كل‌ سیستم‌ ارزیابی‌ نمایند. 
همچنین‌ رشد فزاینده‌ ترابری‌ كانتینری‌، افزایش‌ تولید، سفارش‌ و انبارداری‌ مكانیزه‌، مدیران‌ و كارشناسان‌ لجستیك‌ را بر آن‌ داشته‌ تا درباره‌ ارتباط‌ و تعامل‌ میان‌ انبارداری‌ و ترابری‌ و همچنین‌ بین‌ روش‌های‌ مختلف‌ ترابری‌ مطالعه‌ بیشتری‌ نمایند. 
بدیهی‌ است‌ بدون‌ توجه‌ یكپارچه‌ به‌ مفاهیمی‌ از قبیل انبارداری‌ و ترابری‌ در چارچوب‌ لجستیك‌، بهبود كارآمدی‌ سیستم‌ به‌ سختی‌ امكان‌پذیر است‌.
۴) تغییر نگرش‌ نسبت‌ به‌ مفهوم‌ لجستیك‌، به‌ این‌ معنی‌ كه‌ لجستیك‌ دیگر بخشی‌ از صنعت‌ نیست‌ كه‌ به‌ دنبال‌ حداقل‌ كردن‌ هزینه‌ها باشد بلكه‌ به‌ یك‌ مفهوم‌استراتژیك‌ مهم‌ تبدیل‌ شده‌ است‌. 
هم‌ اكنون‌ بركیفیت‌ كالا برای‌ عرضه‌ در سطح‌ بین‌المللی‌ و رقابت‌ جهانی‌ بسیار تأكید می‌شود كه‌ این‌ كیفیت‌ شامل‌ كیفیت‌ خدمات‌ مشتری‌ نیز می‌گردد. سازمان‌ها و سیستم‌های‌ مختلف‌ در پی‌ آن‌ هستند كه‌ ازطریق‌ فراهم‌ آوردن‌ خدمات‌ برتر و قابل‌ ارائه‌ به‌ مشتریان‌، خود را از رقبایشان‌ متمایز نمایند. در این‌ نگرش‌ لجستیك‌ به‌ ابزار برتری‌ استراتژیك‌ مبدل‌ شده‌ است‌. از طرف‌ دیگر، ملاحظات‌ مالی‌، تولیدكنندگان‌ و توزیع‌كنندگان‌ را به‌ افزایش‌ توجه‌ به‌ اداره‌ و كنترل‌ هزینه‌های‌ لجستیكی‌ وادار نموده‌ است‌. ملاحظات‌ فوق‌ و مسائلی‌ از این‌ دست‌، منجر به‌ افزایش‌ توجه‌ مدیران‌ به‌ لجستیك‌ شده‌ است‌. 

صنعت و لجستیك 
در رقابت‌های جهانی موجود در عصر حاضر، باید محصولات متنوع را با توجه به درخواست مشتری، در دسترس وی قرار داد. خواست مشتری بر كیفیت بالا و خدمت رسانی سریع، موجب افزایش فشارهایی شده است كه قبلاً وجود نداشته است، در نتیجه شركت‌ها بیش از این نمی‌توانند به تنهایی از عهده تمامی كارها برآیند. در بازار رقابتی موجود، بنگاه‌های اقتصادی و تولیدی علاوه بر پرداختن به سازمان و منابع داخلی، خود را به مدیریت و نظارت بر منابع و اركان مرتبط خارج از سازمان نیازمند یافته‌اند. علت این امر در واقع دستیابی به مزیت یا مزایای رقابتی با هدف كسب سهم بیشتری از بازار است. بر این اساس، فعالیت‌هایی نظیر برنامه‌ریزی عرضه و تقاضا، تهیه مواد، تولید و برنامه‌ریزی محصول، نگهداری كالا، كنترل موجودی، توزیع، تحویل و خدمت به مشتری كه قبلا همگی در سطح شركت انجام می شده اینك به سطح زنجیره عرضه انتقال پیدا كرده است. مسئله كلیدی در یك زنجیره تامین، مدیریت و كنترل هماهنگ تمامی این فعالیت‌ها است. مدیریت زنجیره تامین (SCM) پدیده‌ای است كه این كار را به طریقی انجام می‌دهد كه مشتریان بتوانند خدمت قابل اطمینان و سریع را با محصولات با كیفیت در حداقل هزینه دریافت كنند.در حالت كلی زنجیره تامین از دو یا چند سازمان تشكیل می‌شود كه رسماً از یكدیگر جدا هستند و به وسیله جریان‌های مواد، اطلاعات و جریان‌های مالی به یكدیگر مربوط می‌شوند. این سازمان‌ها می‌توانند بنگاه‌هایی باشند كه مواد اولیه، قطعات و محصول نهایی تولید می‌كنند و یا خدماتی چون توزیع، انبارش، عمده فروشی و خرده فروشی ارائه می‌نمایند. حتی خود مصرف كننده نهایی را نیز می‌توان یكی از این سازمان‌ها در نظر گرفت.
معمولا تولیدكنندگان از یك سو نگران امور طراحی و تولید هستند و از سویی دیگر دغدغه چگونگی تامین مواد و توزیع محصولات خود را دارند. عدم توسعه و استفاده از شیوه‌های نوین لجستیكی باعث می‌شود محصولات با كیفیت مورد نظر و در زمان مورد نظر مشتری تولید نگردد و پس از تولید نیز با مشكلات فراوان بدست مصرف‌كنندگان برسد. اصلاح سیستم‌های لجستیكی موجب می‌شود كه صاحبان صنایع با مشكلات كمتری مواجه شده و با دلگرمی بیشتری به‌كار اصلی خود بپردازند.
به‌علاوه نقش لجستیك از منظر یك مزیت استراتژیك رقابتی برای سازمان‌ها، شركت‌ها و نهایتا سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی نیز در خور توجه است. منظور از مزیت رقابتی، امتیاز ویژه‌‌ای است كه یك كارخانه و یا یك كشور نسبت به رقبای خود دارد. در هر حال موضوع كاهش هزینه و افزایش سرعت ارائه محصول یا خدمت به مشتری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شده است. در هر دو مقوله هزینه و سرعت، لجستیك نقش بسیار ارزنده‌ای دارد. بنگاه‌های اقتصادی سعی می‌كنند با كاهش هزینه‌ها و افزایش قدرت و سرعت پاسخگویی خود، مشتریان بیشتری را در سطح ملی و بین‌المللی جذب نمایند. لذا صاحبان صنایع با بهره گرفتن از سیستم‌های لجستیكی كه نقش عمده‌ای در كاهش هزینه و افزایش سرعت پاسخگویی دارند می‌توانند نه تنها در گسترش بازار محصولات خود در داخل موفقیت‌های چشمگیری حاصل نمایند بلكه خواهند توانست قدرت رقابت‌پذیری خود را در صادرات منطقه‌ای و بین‌المللی افزایش دهند. 

نتیجه
بزرگ شدن سازمان‌ها با افزایش خواسته‌ها و نیازهای مشتریان و به تبع آن تنوع تجهیزات و محصولات و كاهش عمر آنها، لزوم افزایش سرعت در بازارهای پیچیده، توسعه فناوری اطلاعات و ...، روشهای سنتی را ناكارامد نموده لذا باید با دانش روز به اداره سازمان و اثربخش كردن بودجه و سایر منابع پرداخت.
افزایش دقت، قابلیت اطمینان، در دسترس بودن و كاهش هزینه و زمان چرخه نیز از عوامل موثر بر موفقیت سازمان‌های تولیدی و خدماتی است. رقابت در كلاس جهانی زمانی امكان‌پذیر است كه بتوان در دانش لجستیك و زنجیره تامین سرآمد بوده و در جای جای مراكز، موسسات و سازمان‌ها به اجرا درآورد. 

 

** سیدعلیرضا شجاعی             منبع : مجله گسترش صنعت